نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۷۷۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

مکن با ارتکاب جرم اظهار پشیمانی

چه لازم با دروغ آمیختن آلوده دامانی؟

منه زنهار دل بر مهلت صد ساله دنیا

که آخر می شود، چندان که یک تسبیح گردانی

ترا گردند چون پروانه گرد سر پریزادان

اگر از خامشی بر لب نهی مهر سلیمانی

نه امروزست از اشک یتیمی دامنم دریا

ز طفلی کشتی گهواره من بود طوفانی

مکن چین جبین زنهار در کار گرفتاران

که سوهانی است بند دوستی را چین پیشانی

ازین آشفته تر کن ای صبا آن زلف مشکین را

که فیض بوی خوش بسیار گردد در پریشانی

در آن گلشن که آن شمشاد بالا جلوه گر گردد

ز طوق قمریان زنار بندد سرو بستانی

من حیران چه سازم کز تماشای خرام او

ز گردش باز می ماند فلک چون چشم قربانی

مگو بی پرده پیش خلق حال خود چو بی شرمان

که کشف عورت فقرست اظهار پریشانی

تجرد قطع زنار علایق می کند صائب

سلاحی نیست تیغ تیز را بهتر ز عریانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساس پشیمانی و ناامیدی شاعر می‌پردازد. شاعر از خطرات ارتکاب جرم و اظهار پشیمانی صحبت می‌کند و بر این نکته تأکید می‌کند که نباید به دنیا دل بست، زیرا مهلت آن کوتاه است. او به زیبایی‌های عشقی اشاره می‌کند که ممکن است انسان را به اشتباه بیندازد و عواطف را تحت تأثیر قرار دهد. در ادامه به احساس عمیق تنهایی و غم یتیمی اشاره می‌کند و بر روی عدم افشای مشکلات و حال شخصی در برابر دیگران تأکید دارد. در نهایت، شاعر بیان می‌کند که رهایی از وابستگی‌ها و علایق می‌تواند به نوعی آزادی و قدرت واقعی منجر شود.