غزل شمارهٔ ۶۷۹۱ صائب
صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
که غیر از سنگ طفلان می کند دیوانه آرایی؟
که غیر از گنج گوهر می کند ویرانه آرایی؟
تمام عمر اگر با کعبه در یک پیرهن باشم
همان در کعبه دل می کنم بتخانه آرایی
عنان کجروی پیچیدن از گردون نمی آید
مکن در راه سیلاب فنا کاشانه آرایی
مهیای تپیدن شو که آن صیاد سنگین دل
ندارد هیچ کاری غیر دام و دانه آرایی
مرا بر غفلت سرشار بلبل خنده می آید
که در ایام گل دارد دماغ خانه آرایی
کسی تا چند مزدور هوای نفس خود باشد؟
نگشتی بی دماغ از خانه طفلانه آرایی؟
به حرف عقل گوش انداختم دیوانه گردیدم
مرا در خواب غفلت کرد این افسانه آرایی
نه ناقوس دلی نالان، نه زنار تنی پیچان
مکن با ان تجمل دعوی بتخانه آرایی
اگر از اهل شوقی مگذر از اندیشه صائب
که چون باد باران می کند دیوانه آرایی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی و انتقاد از وضعیت نامناسب انسانها و تفاوتهای ظاهری و باطنی میپردازد. شاعر به ناامیدی از زیباییهای ظاهری و زرق و برقهای دنیوی اشاره میکند و میگوید که حتی اگر تمام عمرش را در کعبه بگذراند، دلش همچنان در پی زیباییهای دیگر خواهد بود. او به مسائلی چون غفلت انسانها و وابستگی آنها به هوای نفس خود اشاره میکند و از این میگوید که انسانها به جای توجه به عمق وجود و حقیقت، درگیر ظواهر و زینتها هستند. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که باید از این زرق و برقها گذشت و به حقیقت و عشق واقعی توجه کرد.