غزل شمارهٔ ۶۸۲۷ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قطره را بحر نماید سفر یکرنگی
ذره خورشید شود از اثر یکرنگی
از میان گل و خاشاک دویی برخیزد
چمن افروز شود چون شرر یکرنگی
چون دو آیینه صافند که حیران همند
هر دو عالم ز فروغ گهر یکرنگی
جبهه صاف من و داغ دورنگی هیهات
خبر از رنگ ندارم به سر یکرنگی
پخته از حوصله شاخ برون می آید
رگ خامی نبود در ثمر یکرنگی
بحر هر روز به صد رنگ اگر جلوه کند
حد موج است ببندد کمر یکرنگی
چشم یکرنگی ازین چرخ دغا بازمدار
نیست در نه صدف او گهر یکرنگی
صائب از هم نکند تفرقه لطف و عتاب
گل و خارست یکی در نظر یکرنگی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره اهمیت و زیبایی یکرنگی و یگانگی در زندگی است. شاعر با تشبیههای زیبا نشان میدهد که چگونه یکرنگی میتواند تأثیرات عمیقی بر جهان و روابط انسانها بگذارد. او اشاره میکند که حتی یک قطره میتواند نمایانگر دریا باشد و یک ذره خورشید میتواند از یکرنگی بهرهبرداری کند. همچنین میگوید که حتی اختلافات و رنگهای مختلف در دنیا در نهایت به یک یگانگی میرسند. شعر به نوعی به تداوم و هماهنگی در طبیعت و احساسات انسانی اشاره دارد و نشان میدهد که در دل تضادها و تفاوتها، میتوان به یک حقیقت مشترک دست یافت.