نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۸۵۴ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

غم دو دیده پر خون ما کجا داری؟

به سرمه چشمی و چشمی به توتیا داری

ز برق و باد گرو می برد به گرمروی

ز عذر لنگ، سمندی که زیر پا داری

شراب ما سر منصور را به چرخ آرد

تو زود مست کجا ظرف جام ما داری؟

گره ز غنچه تصویر باز کرد نسیم

تو از حجاب همان بند بر قبا داری

دلم به حال تو ای سینه سخت می سوزد

که خانه پهلوی آتش ز بوریا داری

رسد چو حادثه ای با فلک درآویزی

همیشه طعنه طوفان به ناخدا داری

غم گرفتگی دل چه می خوری صائب؟

ز خامه شکرافشان گرهگشا داری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان غم و درد شاعر پرداخته و به معشوق خود اشاره می‌کند. شاعر احساس می‌کند که در عواطف و مشکلاتش معشوقش کمکی نمی‌کند و از او می‌خواهد که به این درد و رنج توجه کند. او از حوادثی که در زندگی‌اش پیش می‌آید و همچنین از غم‌هایش سخن می‌گوید. در نهایت، شاعر به اینکه چگونه مشکلاتش را می‌تواند با هنرش حل کند، اشاره دارد. بیان احساسات عمیق و استفاده از تصاویری چون آتش و طوفان، آثاری از جدیت و عجز شاعر را نشان می‌دهد.