نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۹۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هم ناله رباب نباشد کسی چرا؟

هم گریه کباب نباشد کسی چرا؟

چون می شود شکسته ماه از سفر درست

با برق همرکاب نباشد کسی چرا؟

با سینه ای ز حرف لبالب درین بساط

خاموش چون کتاب نباشد کسی چرا؟

پروانه کامیاب ز ترک حجاب شد

در عشق بی حجاب نباشد کسی چرا؟

از انقلاب، خون سیه مشک ناب شد

مشتاق انقلاب نباشد کسی چرا؟

چون خانه خراب بود پرده دار گنج

در پای خم خراب نباشد کسی چرا؟

اکنون که موج فتنه جهان را گرفته است

در کشتی شراب نباشد کسی چرا؟

از دوستی به دشمن آتش زبان خود

خونگرم چون کباب نباشد کسی چرا؟

از پیچ و تاب، رشته به وصل گهر رسید

در مشق پیچ و تاب نباشد کسی چرا؟

چون دادنی است روز قیامت حساب خود

امروز خود حساب نباشد کسی چرا؟

گلمیخ آستانه عشق است آفتاب

صائب در آن جناب نباشد کسی چرا؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق و اندوه شاعر می‌پردازد. شاعر در ابیات مختلف اشاره می‌کند که در زندگی حوادث و مشکلات مختلفی وجود دارد که هیچ‌کس نمی‌تواند نسبت به آن‌ها بی‌تفاوت باشد. او از رنج و ناراحتی دیگران سخن می‌گوید و از این می‌پرسد که چرا هیچ‌کس در این روزگار با دلbroken و پر از درد نسبت به این مسائل خاموش است. همچنین شاعر به مفاهیم عشق، فراق، انقلاب و حساب روز قیامت اشاره کرده و این پرسش را مطرح می‌کند که چرا در این دنیای پر از فتنه و مشکلات، کسی قدمی برای تغییر و بهبود برنمی‌دارد. نهایتاً، او به حقیقت و عشق واقعی اشاره کرده و تأکید می‌کند که در میان این زخم‌ها و آشفتگی‌ها، نباید امید و عشق را فراموش کرد.