نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۹۳۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

زیر سپهر خواب فراغت چه می کنی؟

در خانه شکسته اقامت چه می کنی؟

در کاسه کبود فلک نقش جود نیست

خواری به آبروی قناعت چه می کنی؟

گیرم به زیر چتر در اینجا گریختی

در آفتابروی قیامت چه می کنی؟

پیمانه اختیار ندارد به دست خویش

از گردش سپهر شکایت چه می کنی؟

ای عقل شیشه بار که گل بر تو سنگ بود

در کوهسار سنگ ملامت چه می کنی؟

نام نکو نتیجه گمنامی است و بس

ای دل تلاش آفت شهرت چه می کنی؟

شکر در انتظار تو ای خوش سخن گداخت

با زهر جانگزای قناعت چه می کنی؟

غربت ز ننگ قیمت کنعان ترا خرید

ای ماه مصر، شکوه (ز) غربت چه می کنی؟

صحبت موئثرست و طبیعت دراز دست

صائب به اهل صومعه صحبت چه می کنی؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مضمون‌هایی از جمله بی‌فایده بودن زندگی در زیر آسمان و عدم استفاده درست از امکانات اشاره می‌کند. او با طرح سوالاتی، نگرانی و ناامیدی خود را از وضعیت زندگی بیان می‌کند. شاعر می‌گوید که حتی اگر انسان تلاش کند، مسائل زندگی و سرنوشت گاهی خارج از اراده اوست و نمی‌تواند بر آن‌ها کنترل داشته باشد. او به تلاش بی‌نتیجه دل اشاره کرده و به نظر می‌آید که از تنهایی و غربت رنج می‌برد. در نهایت، شاعر یادآور می‌شود که در عین حال که زندگی پر از چالش‌هاست، نباید به خاطر آن‌ها از تلاش و جستجوی معنا دست کشید.