غزل شمارهٔ ۶۹۸۳ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
منزه ز لاف است حیران معنی
به مقدار دعوی است نقصان معنی
سخن کف بود بحر پرشور جان را
خموشی است مهر نمکدان معنی
سراپایت از فکر تا درنگیرد
نگردی چراغ شبستان معنی
چه پر وا کند در دل بیضه عنقا؟
چه سازد فلک ها به جولان معنی؟
ره دور معنی نهایت ندارد
رباطی است لفظ از بیابان معنی
کند کشتی لفظ را بادبانی
قلم در کفم وقت جولان معنی
فسانی است هر تیغ روشن گهر را
بود پاکی لفظ افسان معنی
به گوش آید از عرش آواز، صائب
زند تیشه چون بر رگ کان معنی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی عمیق و پیچیده معنا و لفظ میپردازد. شاعر اشاره میکند که هر قدر دعوی و ادعا بیشتر باشد، کمبود و نقصان معنا نیز بیشتر احساس میشود. کلام، اگرچه زیبا و پرشور است، اما در نهایت، سکوت و خاموشی میتواند بیانگر حقیقت عمیقتری باشد. او همچنین به این نکته اشاره میکند که جستجوی معنا همیشه پایانناپذیر است و الفاظ تنها راهی برای بیان آن هستند، در حالی که قلم ابزار رساندن این معنا در دستان شاعر است. به طور کلی، این شعر تلاشی است برای درک عمیقتر از کلمات و معانی نهفته در آنها.