نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۱۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در گردش آورید می لعل فام را

زین بیش خشک لب مپسندید جام را

تاچون شفق مدام رخت لاله گون بود

بی باده مگذران چو فلک صبح و شام را

غافل مشو که وقت شناسان نوبهار

چون لاله بر زمین ننهادند جام را

هر کس به خون دل ز می ناب صلح کرد

محکم گرفت دامن عیش مدام را

آمد ز زیر سنگ برون هر دلی که ریخت

بر خاک، میوه های تمنای خام را

دادیم عارفانه چو منصور تن به دار

کردیم نقد، روضه دارالسلام را

بر تیغ کوه سینه فشارد ز انفعال

کبکی که آورد به نظر آن خرام را

آنجا که دوربینی رشک است، عاشقان

امساک می کنند ز جانان پیام را

دل را به زور عشق رهاندیم از بدن

با خود به زیر خاک نبردیم دام را

عیب من از شمار برون است و از حساب

صائب ز چشم خلق بپوشم کدام را؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و لذت‌های زندگی، عشق و معرفت می‌پردازد. شاعر می‌گوید که باید از نوشیدن می و لذت‌های آن غافل نشد و از زندگی خشک و بی‌مزه پرهیز کرد. او با اشاره به لاله و شکوفایی به بهار و زیبایی‌های آن اشاره می‌کند و یادآور می‌شود که هر کس باید قدر لحظات خوش را بداند و از آن‌ها بهره‌برداری کند. همچنین، شاعر از چالش‌های عاشقانه و سختی‌هایی که عارفان تحمل می‌کنند سخن می‌گوید و در نهایت به عیوب و اشتباهات خود اشاره می‌کند و می‌خواهد از قضاوت منفی دیگران در امان بماند. کل اثر بیانگر شور و شوق زندگی و اهمیت عشق و زیستن در لحظه‌هاست.