نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۴۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دادم ز شور عشق به سیلاب خانه را

کردم به خارخار بدل آشیانه را

افزود نشأه لب میگون او ز خط

کیفیت است بیش، شراب شبانه را

در آه اختیار ندارند اهل درد

آتش گره به سینه کند چون زبانه را؟

از خط سبز اگر چه سیه مست شد لبت

بی اختیار می کند انشا بهانه را

گلبانگ خوبتر بود ای شاخ گل ز زر

از بلبلان دریغ مدار آب و دانه را

در شوره زار نیست ثمر تخم پاک را

بر زاهدان مخوان غزل عاشقانه را

بلبل گلوی خویش عبث پاره می کند

تأثیر نیست در دل خندان ترانه را

حق گرهگشا به گره بی نهایت است

کاکل چرا به سر ندهد جای شانه را؟

ممنون شوم ز هر که به من کج کند نگاه

کز تیر کج ز جا نرود دل نشانه را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به شور عشق و تأثیر آن بر زندگی‌اش می‌پردازد. او به ابراز احساسات و دردهای عاشقانه اشاره می‌کند و بیان می‌کند که چگونه عشق می‌تواند زندگی را به زیبایی و یا به شدت تغییر دهد. او از آتش عشق و تأثیر آن بر دل و جان سخن می‌گوید و از مشکلاتی که مسیر عشق به همراه دارد، صحبت می‌کند. همچنین به انتظارات و ناامیدی‌هایی که عاشق تجربه می‌کند، اشاره می‌کند و در نهایت از افرادی که به او نگاهی خاص دارند، سپاسگزاری می‌کند. شاعر به زیبایی و عاطفی بودن عشق تأکید می‌کند و در عین حال به واقعیت‌های تلخ آن نیز توجه دارد.