نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۴۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از خصم کجروست چه غم راست خانه را؟

تیر کج است آیه رحمت نشانه را

اشک از دل دو نیم شود با اثر که خاک

کرد از خراش سینه برومند دانه را

از غافلان زبان نصیحت کشیده دار

ضایع مکن به اسب حرون تازیانه را

دل را مده عنان تصرف به دست نفس

از دزد پاس دار کلید خزانه را

مرغی که زیرک است درین طرفه صیدگاه

بیند به یک نظر گره دام و دانه را

ز اصلاح بی نیاز بود خط اوستاد

زنهار ره مده به خط سبز شانه را

چون غافلان فریب خوشامد مخور که هست

در پرده خوابهای گران این فسانه را

تا همچو باد، عمر سبکرو نرفته است

سستی مکن، ز کاه جدا ساز دانه را

آه هواپرست به مقصد نمی رسد

نتوان زدن به تیر هوایی نشانه را

ممنون شوم ز هر که به من کج کند نگاه

تیر کج است آیه رحمت نشانه را

این زهر، سازگار به عادت نمی شود

برخود کنم چگونه گوارا زمانه را؟

دارد همان سر از پی ما سیل حادثات

صائب به آب اگر چه رساندیم خانه را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان نکات حکیمانه درباره زندگی و چگونگی برخورد با مشکلات می‌پردازد. شاعر به ما یادآوری می‌کند که از دشمنان و موانع نترسیم و به جای آن به رحمت و مهربانی خداوند توجه کنیم. او هشدار می‌دهد که نباید خود را به نفس واگذاریم و باید از بی‌احتیاطی و غفلت دوری کنیم. همچنین به اهمیت هوشیاری در زندگی اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر همچون مرغی زیرک باشیم، می‌توانیم دام‌های زندگی را تشخیص دهیم. در نهایت، شاعر بر لزوم استفاده از خرد و آگاهی در مواجهه با چالش‌ها تأکید می‌کند و هشدار می‌دهد که نباید فریب خوشی‌های ظاهری را خورد، زیرا آنها ممکن است ما را از مسیر راست منحرف کنند.