نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۵۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

نیست غم نان و آب، گوشه نشین را

در رحم آماده است رزق، جنین را

پستی دیوار را زوال نباشد

سیل نسازد خراب خانه زین را

خشک تر از موجه سراب شمارد

تشنه دیدار او بهشت برین را

خال تو از خط به دل غبار ندارد

دزد شمارد بهشت خویش کمین را

کم نشود بوسه از لبش به گرفتن

موم نسازد تهی ز نقش، نگین را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ٔ امید و روزی است. شاعر می‌گوید که نگرانی از مشکلات زندگی (غمی از نان و آب) بی‌مورد است چون روزی هر شخص در پیش خداوند تعیین شده است. همچنین اشاره می‌کند که دیوارهای زندگی نمی‌توانند مانع رسیدن به آرزوها شوند و عشق و زیبایی هیچگاه از دل محو نمی‌شود. عشق و بوسه‌ها از ارزش و زیبایی نمی‌افتند و همواره باقی خواهند ماند. به طور کلی، شعر بر اهمیت عشق و امید در زندگی تأکید دارد.