نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۰۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

غضب ستیزه گر و عقل قهرمان در خواب

شتر گسسته مهارست و ساربان در خواب

گذشت عمر چو آب روان و ما غافل

بنای خانه بر آب است و پاسبان در خواب

چگونه چشم تو در خواب حرف می گوید؟

ز شوق حرف زنم با تو آنچنان در خواب

اگر نه قوت سحرست، چشم یار چرا

کشیده دارد ز ابروی خود کمان در خواب؟

سواد شعر تو صائب جلای چشم دهد

ندیده است چنین سرمه اصفهان در خواب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف وضعیت خواب و غفلت انسان‌ها پرداخته است. شاعر بیان می‌کند که در حالی که زمان و عمر به سرعت می‌گذرد، ما غافل از این گذر هستیم و فکر می‌کنیم که زندگی به صورت پایدار ادامه دارد. همچنین شاعر به تأثیر خواب و رویا بر روابط عاطفی اشاره می‌کند و این که در خواب هم می‌توان به عشق و محبت اشاره کرد. در نهایت، با ذکر ویژگی‌های خاص شعر و زیبایی آن، به تأثیرگذاری آن بر مخاطب نیز اشاره می‌شود.