نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۵۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

لنگر از صاحبدلان، شوخی ز خوبان خوشنماست

از هدف استادگی، از تیر جولان خوشنماست

صحبت نیکان بود مشاطه بدگوهران

خار تا بر دور گل باشد، چو مژگان خوشنماست

تیغ جان بخش تو شد آب از حجاب کشتگان

از کریمان معذرت در وقت احسان خوشنماست

ریزش پنهان به سایل، عمر جاویدان دهد

پرده ظلمت به روی آب حیوان خوشنماست

از بزرگان ترک اسباب تکلف عیب نیست

در بساط آسمان ابر پریشان خوشنماست

مد احسان را دو چندان می کند روی گشاد

خنده برق از سحاب گوهر افشان خوشنماست

رشته لعل است در کوه بدخشان خار و خس

شمع ماتم بر سر خاک شهیدان خوشنماست

از بزرگان روی دل صائب به خردان عیب نیست

دل به دست آوردن مور از سلیمان خوشنماست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جذابیت‌های دنیا و شخصیت‌های نیکو و بزرگوار است. شاعر به ظرافت‌های زندگی اشاره می‌کند و می‌گوید که لذت‌های ظاهری و حقیقی هر کدام زیبای خاص خود را دارند. او از ارزش‌های نیکوکاری و احسان سخن می‌گوید و به اهمیت انسان‌های بزرگواری که بدون زحمت و تظاهر به خوبی‌ها می‌پردازند، اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر به این نکته تاکید می‌کند که زیبایی‌ها هم در کوچکی و هم در بزرگی یافت می‌شوند و ارزش واقعی در نیکو بودن و انسانیت نهفته است.