نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۲ صائب

صائب / متفرقات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

جوش سودا ز سرم عقل گرانبار گرفت

این چنین گل نتوان از سر دستار گرفت

چمن آرای مرا حاجت در بستن نیست

جوش گل راه تماشایی گلزار گرفت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، گوینده از احساساتی عمیق سخن می‌گوید که باعث شده عقل و شهود او تحت تاثیر قرار گیرد. او از زیبایی و شگفتگی گل‌ها در طبیعت سخن می‌گوید و بیان می‌کند که دیگر نیازی به زحمت برای به دست آوردن زیبایی‌ها ندارد، زیرا خودش از طریق عشق و شهود به زیبایی‌ها دست یافته است. این احساسات و تجربیات عمیق او را به سوی تماشای زیبایی‌های گلزار سوق می‌دهد.