شمارهٔ ۱۲۶ صائب
صائب / متفرقات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
هزار گرگ هوس در کمین عصمت توست
چه وقت رفتن صحرا و سیر و صحبت توست؟
ز خط مگوی برات مسلمی دارم
هنوز اول جوش بهار آفت توست
زبان تهمت یک شهر را سخن دادن
گناه خامشی شعله های غیرت توست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به خطراتی که ممکن است برای عصمت و پاکی فرد وجود داشته باشد اشاره میکند. او از حضور گرگها (که نماد خطر و تهدید هستند) در کمین عصمت سخن میگوید و نسبت به این تهدیدات هشدار میدهد. شاعر همچنین به قدرت و زیبا بودن گفتوگو با معشوقهاش اشاره میکند و بیان میکند که هنوز اثرات زیباییها و طراوت بهار در نگاه او وجود دارد. در آخر، او اشاره میکند که عدم بیان حقایق و خاموشی در برابر تهمتها و حرفهای نادرست، نتیجه غیرت و پیوند عاطفی او با معشوق است.