نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۳ صائب

صائب / متفرقات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

شنیدم آنقدر از دوستان تلخ

که شد شیرینی جان در دهان تلخ

نباشد چشم او بی زهر چشمی

بود بیمار را دایم دهان تلخ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این بیت به شکایت از تلخی رابطه‌ها و دوستی‌ها می‌پردازد. او می‌گوید که شنیدن دردها و تلخی‌های دوستان باعث شده که شیرینی زندگی‌اش در دهانش تلخ شود. در نهایت، او به وضعیتی اشاره می‌کند که فرد بیمار همیشه در حال چشیدن تلخی و زهر است و نمی‌تواند از آن رهایی یابد.