شمارهٔ ۱۶۴ صائب
صائب / متفرقات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از سرد مهری آتش شوقم فسرده است
روغن تلف مکن به چراغی که مرده است
با مشتری به چین جبین حرف می زند
حسن تو گوشمال کسادی نخورده است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از سردمانی و دوری معشوق شکایت میکند و حس شوق و عشق خود را بیان مینماید. او به تصویر یک چراغ خاموش اشاره میکند که نمیتوان با روغن آن را روشن کرد و از طرفی به حسن و زیبایی معشوق اشاره میکند که همچنان ویران نشده و ارزشمند باقی مانده است. به طور کلی، احساسات عاشقانه و ناامیدی در این اشعار به وضوح قابل مشاهده است.