نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۷ صائب

صائب / متفرقات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تا چند ز رسوا شدن راز توان سوخت؟

از بی تهی اشک نظرباز توان سوخت

مردیم درین خانه دلگیر قفس، چند

از شوق هم آغوشی پرواز توان سوخت؟

واسوختگی شیوه ما نیست، وگرنه

از یک سخن سرد دل ناز توان سوخت

گر در گذری از سر یک غنچه تبسم

از شعله غیرت دل اعجاز توان سوخت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق و دردناک خود می‌پردازد. او از رازهایی که به تدریج فاش می‌شوند و تأثیرشان بر روح و جان آدمی صحبت می‌کند. شاعر از حس تنهایی و دلگیری در زندان عشق می‌گوید و اینکه از شادی و هم‌نشینی معشوق نیز می‌سوزد. او اشاره می‌کند که این سوختن از سر عشق و محبت است و نه از ضعیف بودن. حتی یک نگاه یا لبخند از معشوق می‌تواند او را مجذوب کند و به او امید دهد، اما در عین حال، او را در آتش غیرت و عشق خود می‌سوزاند. شاعر وضعیتی پیچیده و غم‌انگیز از عشق و احساسات را به تصویر می‌کشد.