نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۹ صائب

صائب / متفرقات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

کاوش مژگان او از بس که دست انداز کرد

صفحه آیینه را چون سینه شهباز کرد

چون نگردد آب حیوان در مذاق خضر تلخ؟

تیغ او در ماتم من زلف جوهر باز کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، مژگان دختران به قدری در احساسات و افکار خود غرق شده که اثرش را بر دنیا و اطرافش می‌گذارد. نگاه او همانند سینه‌ی یک جوجه‌تیغی است که در هم شکسته شده. شاعر به نوعی به تلخکامی و غم خودش اشاره می‌کند و می‌گوید که وجود او مثل زلف‌اش قیمتی و گرانبهاست و در غم و ماتم او باز می‌شود. در واقع، این شعر حس عمیق عشق و اندوه را به تصویر می‌کشد.