شمارهٔ ۱۹۷ صائب
صائب / متفرقات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
تا دل از زلفش جدایی کرد از جان سیر شد
نافه تا افتاد دور از ناف آهو پیر شد
روزی لب تشنگان را می دهد سامان خدا
دایه هر خونی که خورد از دست طفلان، شیر شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به جدایی و دلتنگی اشاره دارد. ابتدا به جدایی از محبوب و سیر شدن از زندگی اشاره میکند. سپس به تغییری که در طبیعت (نافه و آهو) رخ میدهد، پرداخته و بیانگر این است که روزی خداوند به تشنگان کمک میکند. در پایان، اشارهای به دلقکشی و یا دلسوزی مادرانه نسبت به کودکانی که از شیر مادر خود بهره میبرند، وجود دارد. به طور کلی، شعر نشاندهنده تحول و وابستگیهای عاطفی در زندگی است.