نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۵ صائب

صائب / متفرقات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هیچ کس بی گوشمال روزگار آدم نشد

غوطه تا در خون نزد شمشیر صاحب دم نشد

نیست گوهر را به از گرد یتیمی کسوتی

از غبار خط صفای چهره او کم نشد

از شکست خویش بالاتر نباشد هیچ فتح

نیست استاد آن که از شاگرد خود ملزم نشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به این نکته اشاره دارد که هیچ انسانی بدون مواجهه با مشکلات و سختی‌های زندگی به کمال نمی‌رسد. هر کسی برای رسیدن به موفقیت و رشد شخصی باید از تجارب تلخ و چالش‌ها عبور کند. همچنین، در این شعر به اهمیت یادگیری و تأثیر معلم بر شاگرد اشاره شده و بیان می‌کند که هیچ فتحی ارزشمندتر از تعلمی نیست که از شکست بدست می‌آید. در نهایت، بروز یتیمی و فقدان نیز نشانه‌ای از انسانی با ارزش است و نمی‌توان خوب بودن را صرفاً از ظاهر قضاوت کرد.