نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۶ صائب

صائب / متفرقات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

پنبه از بی طالعی ناخن به داغم می زند

پرده فانوس، دامن بر چراغم می زند

عشقبازان را نسیم زلف می آرد به رقص

بوی گل بیهوده خود را بر دماغم می زند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات، شاعر با طعنه به بی‌اطلاعی و ناامیدی خود از عشق، به توصیف احوالاتش می‌پردازد. او احساس می‌کند که پنبه به ناخن‌هایش آسیب می‌زند و پرده‌ای که بر روی چراغ است، در حال داغ کردن اوست. نسیمی که زلف‌های عاشقانه را به رقص درمی‌آورد، اینجا برای او تنها عطر بی‌معنی گل را به همراه دارد که بر مشامش می‌زند. این احساسات نشان‌دهنده یأس و ناامیدی شاعر از عشق و زیبایی‌هایش است.