شمارهٔ ۲۱۸ صائب
صائب / متفرقات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
روز روشن آه ما بر قلب گردون می زند
عاجزست آن کس که بر دشمن شبیخون می زند
دست گستاخم به زلف او شبیخون می زند
بوسه ام خود را بر آن لبهای میگون می زند
سرکه ابروی زاهد گر چنین تندی کند
نشأه می همچو رنگ از شیشه بیرون می زند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و جذابیت است. شاعر اشاره میکند که صدای آه او به آسمان میرسد و کسی که در برابر محبت دشمنی میکند، عاجز است. او به زلف معشوق خود حملهور میشود و بوسهای را بر لبهایش میزند. در انتها، به سرکه ابروی زاهد اشاره میکند که اگر چنین تندی داشته باشد، نشاندهنده شوق و زیبایی است که میتواند از دل سادگی بیرون بیاید. در کل، شعر در راستای عشق، زیبایی و بازیهای عاطفی است.