نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۳ صائب

صائب / متفرقات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چشم مستت سرمه را بیهوش‌دارو می‌کند

زهر قاتل وسمه را آن تیغ ابرو می‌کند

بر گلستانی که آن شمشاد بالا بگذرد

سرو را انگشت حیرت بر لب جو می‌کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت چشم و ابرو معشوق اشاره می‌کند. چشم‌های معشوق به قدری زیبا هستند که انسان را بی‌هوش می‌کند و ابروهایش چون تیغی کشنده‌اند. همچنین، در اینجا اشاره‌ای به گلستان و درختان آن نیز شده که از زیبایی معشوق متاثر شده و موجب حیرت می‌شوند. به طور کلی، شعر به توصیف قدرت و جذابیت بی‌حد و حصر زیبایی معشوق می‌پردازد.