شمارهٔ ۲۵۲ صائب
صائب / متفرقات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
چشم من دایم سپند آتش رخساره بود
چون شرر تا چشم وا کردم دلم آواره بود
عشق آن روزی که صحرای عدم را رنگ ریخت
گردبادش روح گردآلود این آواره بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این چهار بیت، شاعر به زیبایی چشم محبوب اشاره میکند که مانند آتش میدرخشد و بر روح او تاثیر عمیق میگذارد. هر بار که چشمش را باز میکند، دلش آواره و مضطرب میشود. او به آغاز عشق و اثرات آن بر روحش میپردازد و نشان میدهد که عشق مانند طوفانی، روح او را دچار آشفتگی کرده است.