نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۳ صائب

صائب / متفرقات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

شمع دل را روشنی در وقت خاموشی بود

راحتی گر هست در خواب فراموشی بود

لب چو کردی آشنای می، لب پیمانه باش

در سر مستی سخن داروی بیهوشی بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تصویر کشیدن عشق و احساسات عمیق انسانی می‌پردازد. شاعر به شمعی اشاره می‌کند که در زمان‌های تاریک (خاموشی) روشنی بخش است و خواب فراموشی می‌تواند نوعی آرامش را به ارمغان بیاورد. هم‌چنین به این نکته اشاره می‌کند که وقتی لب‌ها به می (شراب) آشنا می‌شوند، باید در مستی به سخن بپردازند، زیرا این سخنان می‌تواند تسکین‌دهنده باشد. به طور کلی، موضوعاتی چون عشق، شراب و مستی به زیبایی در این اشعار بیان شده‌اند.