نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۴ صائب

صائب / متفرقات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

در جنون عقل از سر دیوانه بیرون می رود

خانه چون شد تنگ، صاحبخانه بیرون می رود

درد غربت بر دل تنگم گرانی می کند

گرد ویرانی گرم از خانه بیرون می رود

قطع الفت کردن از روشن ضمیران مشکل است

دود می پیچد به خود از خانه بیرون می رود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به احساس جنون و دیوانگی اشاره می‌کند که ناشی از تنگی خانه و غربت است. او بر این باور است که در شرایط دشوار و تنگی جایگاه، آدمی از خود دور می‌شود و درد و ویرانی به او فشار می‌آورد. همچنین، قطع رابطه و الفت با انسان‌های روشن‌فکر کار دشواری است و ناآرامی‌ها و مشکلات از این فضای نامناسب به وجود می‌آید. در مجموع، شاعر حس ناامیدی و جدایی خود را به تصویر می‌کشد.