نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳ صائب

صائب / متفرقات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گر چنین ابروی او ره می زند اصحاب را

رفته رفته طاق نسیان می کند محراب را

از شبیخون حوادث عشقبازان غافلند

می کند خون در جگر صید حرم قصاب را

سیر چشمان خیال از فکر وصل آسوده اند

می گزد می شیرمست پرتو مهتاب را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت چشم‌ها و ابروهای محبوب اشاره می‌کند که باعث فراموشی و غفلت دل‌ها می‌شود. او به تأثیر حوادث بر عاشقان و آلامی که در دل دارند، اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر از آسودگی خیال در فکر وصال و تأثیر نور مهتاب بر دل عاشق سخن می‌گوید.