نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۲ صائب

صائب / متفرقات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

آن که چشمان ترا نشأه بیهوشی داد

مستمندان ترا ذوق جگرنوشی داد

لب فرو بستنم از ناله ز بی دردی نیست

نفس سوخته ام سرمه خاموشی داد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این بیت، شاعر از تاثیر عمیق و جذابیت چشمان معشوق سخن می‌گوید که باعث غرق شدن او در حالتی بیهوشی و مستی شده است. او همچنین اشاره می‌کند که این زیبایی به دیگران نیز شوق و لذت بخشیده است. اما خود شاعر از درد درونی و خاموشی‌اش سخن می‌گوید و می‌افزاید که نمی‌تواند از ناله و نجوا بگوید، زیرا دردی احساس نمی‌کند و تنها حالتی سوخته و خاموش دارد.