نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷۴ صائب

صائب / متفرقات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

آب بر آتش هر بی سر و پا افشاند

چون رسد نوبت ما، دست به ما افشاند

من که بر نکهت پیراهن او دارم چشم

آب بر آتش من باد صبا افشاند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به احساسات عمیق خود اشاره می‌کند. او می‌گوید که آب بر آتش هر چیز بی‌معنی و بی‌سر و پا می‌ریزد و زمانی که نوبت او برسد، حتی دستش نیز به آن آتش می‌افشاند. او به زیبایی یک معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که چشمش به نکهت پیراهن او افتاده است. در واقع، شاعر احساساتی عاشقانه و شکننده را بیان می‌کند که مانند آتش در دل او شعله‌ور است.