شمارهٔ ۴۱ صائب
صائب / متفرقات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
لعل از کان بدخشان، گوهر از عمان طلب
گنج از ویران، حضور دل ز درویشان طلب
نیست نعمت را درین دریای بی پایان حساب
چون صدف از عالم بالا همین دندان طلب
می کند کار نمک دَر مَی، تکلف در سلوک
خانه را پاک از تکلف کن دگر مهمان طلب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به زیبایی طلب کردن ارزشها و نعمتهای معنوی را از مکانها و انسانهای مختلف توصیف میکند. شاعر از لعل و گوهر به عنوان نمادهایی از ارزشهای عالی و گنجهای درونی یاد میکند و بر این نکته تأکید دارد که در دنیای بیپایان، نعمتها و زیباییهای واقعی را باید از دل و وجود درویشان طلب کرد. او همچنین به سادگی و بیتکلفی در سلوک روحانی اشاره دارد و بر لزوم پاکسازی خانه دل از تکلف و ظاهرسازی تأکید میکند تا بتوان مهمانانی حقیقی و ارزشمند را پذیرا بود.