نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۱۴ صائب

صائب / متفرقات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چه شد دگر که فغان از دلم خروش کشید؟

لباس عافیتم دست غم ز دوش کشید

کمان حسن که در بند ماه کنعان بود

خط سیاه تو از گوش تا به گوش کشید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات شاعر از احساسات عمیق و درد دل خود سخن می‌گوید. او با ناله و فریاد از دلی شکسته صحبت می‌کند و بیان می‌کند که لباس آرامش و خوشی‌اش را غم از او گرفته است. همچنین، او به زیبایی و کمان حسن ماه کنعان اشاره می‌کند و می‌گوید که اثر حسنین از زیبایی آن، در دل او نقش بسته است. این اشعار به خوبی بیان‌گر ترکیبی از عشق و اندوه هستند.