نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲۴ صائب

صائب / متفرقات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از بس ادب که یافت دل ما ادیب شد

بیمار ما ز رنج کشیدن طبیب شد

بی درد و داغ، فکر ترقی نمی کند

دل شد یتیم تا سخن من غریب شد

بعد از هزار شب که شب وصل داد روی

اوقات صرف پاس نگاه رقیب شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات شاعر به تاثیر ادب و رنج بر دل می‌پردازد. او اشاره می‌کند که عشق و رنج باعث شده دلش ادیب شود و از سوی دیگر، تبدیل به بیمار عشق شده است. بدون درد و رنج، تفکر و پیشرفت ممکن نیست و دل او یتیم شده است. همچنین، بعد از مدت‌ها انتظار برای وصال معشوق، او فقط به تماشای معشوق می‌پردازد و زمانش را صرف این نگاه می‌کند.