نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳۰ صائب

صائب / متفرقات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

مردم ز حد خویش برون پا نهاده‌اند

راه هزار تفرقه بر خود گشاده‌اند

بسته است روزگار جهان را به کار گل

یکسر به فکر باغ و عمارت فتاده‌اند

خواهند عاقبت ز ندامت به سر زدن

دستی که ظالمان به تعدی گشاده‌اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

مردم از مرزهای خود فراتر رفته‌اند و راه‌های زیادی برای تفرقه ایجاد کرده‌اند. دنیا به کارهایی که مربوط به گل و باغ است مشغول شده و همه به فکر ساختن باغ و عمارت هستند. در نهایت، ممکن است بخواهند از ندامت و پشیمانی رهایی یابند، اما ظالمان دستان خود را به سوی تعدی گشوده‌اند.