نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴۵ صائب

صائب / متفرقات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تا صدق طلب خضر من آبله پا بود

هر موجه ای از ریگ روان قبله نما بود

از کشمکش عشق رسیدیم به دولت

این اره به فرق سر ما بال هما بود

سر داد به صحرا دل دیوانه ما را

آن گنج که در گوشه ویرانه ما بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و تلاش‌هایش برای رسیدن به حقیقت و سرنوشت اشاره می‌کند. او از دقت و جستجو در زندگی سخن می‌گوید و به سختی‌هایی که در مسیر عشق متحمل شده اشاره می‌کند. با استفاده از نمادهایی مانند "آبله پا" و "فرق سر"، شاعر به وضعیت روحی و درونی خود پرداخته و در نهایت به دست‌یابی به گنجی ارزشمند در دل ویرانی‌ها اشاره می‌کند. این گنج نشان‌دهنده‌ی عشق و تجربه‌های روحی اوست.