نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۸۷ صائب

صائب / متفرقات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

لاله آتش زبان افروخت در گلشن چراغ

بعد ازین در خواب بیند دیده روشن چراغ

از جبین صورت دیوار آتش می چکد

در چنین بزمی چرا اندیشد از مردن چراغ؟

خضر دلسوزی نمی بینم درین صحرا، مگر

گرم رفتاری فروزد پیش پای من چراغ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف شعله‌های آتش و زیبایی نور می‌پردازد. شاعر اشاره می‌کند که در گلشن، لاله‌ای شعله‌ور می‌شود و بعد از آن، در خواب، روشنی چراغی را می‌بیند. همچنین، تصویر دیوار آتشین و چکیدن آتش از آن به نمایش گذاشته شده و شاعر از اندیشیدن به مرگ چراغ در چنین فضایی خودداری می‌کند. در نهایت، به کمبود خضر دلسوز (نماد زندگی و حیات) در این صحرا اشاره می‌کند و می‌گوید که تنها چراغ گرم رفتار اوست که در پیش رویش درخشیده است.