نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۱۴ صائب

صائب / متفرقات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

بر سر خوان امل دست هوس می‌بندم

در شکرزار، پر و بال مگس می‌بندم

شوق در هیچ مقامی نکند آسایش

در گلستانم و احرام قفس می‌بندم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات شاعر از احساسات و تمایل‌های خود سخن می‌گوید. او بر سر سفره آرزوها، به جای لذت بردن، خود را محدود می‌کند و در حالی که در دنیای زیبا و شیرین زندگی می‌کند، احساس آزادی ندارد و خود را در قفس می‌بیند. در واقع، او اشاره دارد که حتی در خوشبختی و زیبایی نیز آسایش و راحتی نمی‌یابد و همواره در جستجوی چیزی بیشتر است.