شمارهٔ ۵۱۵ صائب
صائب / متفرقات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
نتوان کرد به زندان بدن محصورم
شیشه را می شکند زور می پرزورم
در نمکدان ز نمکزار چه خواهد گنجید؟
چه کند حوصله تنگ فلک با شورم؟
بس که آمیخته نیش بود نوش جهان
دیدن شهد فزون می گزد از زنبورم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از احساسات و محدودیتهای جسمانی خود سخن میگوید. او بیان میکند که نمیتواند در قید و بند بدنش محصور شود و قدرتی درونش وجود دارد که مانند شکستن شیشه، آزادش میکند. همچنین اشاره دارد که در دنیای سرشار از تلخیها و نیشهای تجربه، نمیتواند از لذتها و شیرینیهای زندگی به سادگی بهرهمند شود. در نهایت، شاعر به تضاد میان شیرین و تلخ در زندگی اشاره میکند و حس ناامیدی و تنگنایی در برابر مشکلات را به تصویر میکشد.