شمارهٔ ۵۱۸ صائب
صائب / متفرقات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
اگر سیاه دلم داغ لاله زار توام
اگر گشاده جبینم گل بهار توام
اگر چه چون ورق لاله نامه ام سیه است
به این خوشم که جگرگوشه بهار توام
چرا عزیز نباشم، نه خار این چمنم؟
سرم به عرش نساید چرا، غبار توام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عشق و زیبایی معشوق اشاره میکند. او احساس میکند که اگرچه دلش زود رنج و سیاه است، اما خود را دلداده و بخشی از زیبایی های بهار معشوق میداند. شاعر بر این باور است که حتی اگر وجودش به رنگ سیاه بیافتد، چون جگرگوشه معشوق است، ارزشمند و عزیز است. او همچنین بیان میکند که چگونه نمیتواند خود را از غبار معشوق دور کند و همیشه تحت تاثیر زیبایی او خواهد بود.