شمارهٔ ۵۳ صائب
صائب / متفرقات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
سرشته اند به دیوانگی سرشت مرا
نمی توان به قلم داد خوب و زشت مرا
مرا به ریزش ابر بهار حاجت نیست
رگ بریده تاکی بس است کشت مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات شاعر به ارتباط خود با دیوانگی و سرشتش اشاره میکند. او بیان میکند که نمیتوان صفات خوب و بدش را تنها با نوشتن بیان کرد. همچنین میگوید برای نشان دادن احساساتش نیازی به باران بهاری ندارد، زیرا جراحت عمیق و دردهایش کافی است تا وضعیت او را توصیف کند.