نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۳۵ صائب

صائب / متفرقات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دام امید در ره ایام بسته‌ایم

در رهگذار سیل ز خس دام بسته‌ایم

بر دست روزگار روان است حکم ما

تا لب ز گفتگو چو لب جام بسته‌ایم

عشق آن حریف نیست که صید زبون کند

خود را به زور بر قفس و دام بسته‌ایم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان ناامیدی و گرفتار شدن در تله‌های زمان و عشق می‌پردازد. شاعر می‌گوید که در مسیر زندگی، به دام‌های ناخواسته‌ای گرفتار شده‌ایم و سرنوشت ما در دستان روزگار است. همچنین به این نکته اشاره می‌کند که عشق واقعی این نیست که شخص بتواند به سادگی بر دیگران تسلط یابد، بلکه به صورتی خودخواسته خود را به قید و بند بسته‌ایم.