نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۳۲ صائب

صائب / متفرقات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

راز عشق از دل بی تاب نیاید بیرون

گل از آتش، شکر از آب نیاید بیرون

نگه از چشم کبود تو چه خوش می آید

یوسف از نیل به این آب نیاید بیرون

در چنین فصل بهاری که گل از سنگ دمید

زاهد از گوشه محراب نیاید بیرون

نیست از ورطه افلاک خلاصی ممکن

به شنا موج ز گرداب نیاید بیرون

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق عشق و زیبایی‌های آن می‌پردازد. شاعر می‌گوید که عشق حقیقی از دل ناآرام نمی‌تواند بیرون بیاید و مانند گل یا شکر نمی‌توان آن را به سادگی به دست آورد. زیبایی نگاه محبوب نیز از نظر شاعر بسیار دل‌نشین است. او اشاره دارد که در چنین بهاری، حتی زاهدان سست‌عهد هم نمی‌توانند از دنیای خود جدا شوند و نمی‌توان از چنگال تقدیر فرار کرد، زیرا هیچ کس نمی‌تواند از چاه زمان و مشکلات رهایی یابد. این توافق نسبت به سختی‌های عشق و زندگی به روشنی در شعر به تصویر کشیده شده است.