شمارهٔ ۶۵۴ صائب
صائب / متفرقات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
ز چهره تو چو خوشید نور می بارد
اگر تو در دل شبها ستاره بار شوی
به اعتبار جهان التفات اگر نکنی
به دیده همه کس ز اهل اعتبار شوی
اگر ز نعمت الوان به خون شوی قانع
چو نافه از نفس گرم مشکبار شوی
فریب وعده بی حاصلان مخور صائب
که همچو ساده دلان خرج انتظار شوی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزل بیان میکند که چهره تو مانند خورشید نورافشانی میکند و اگر در شبها به ستاره تبدیل شوی، باز هم به خاطر توجه به دنیا، در نظر مردم معتبر خواهی بود. اگر از نعمتهای مختلف دلسرد نشوی و به آنها راضی باشی، مانند عطر مشک خوشبو خواهی شد. همچنین، از فریب وعدههای بیعمل دیگران دوری کن، زیرا ممکن است مانند سادهدلها آهنگ انتظار را در سر بپرورانی.