نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۴ صائب

صائب / متفرقات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چشم ما طرفی کز آن رخسار آتشناک بست

کی سمندر از وصال شعله بی باک بست؟

طالع از خوبان ندارد چهره خندان ما

ورنه قمری سرو را از طوق بر فتراک بست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جذابیت صورت معشوق و احساس شوق و درد عاشقانه صحبت می‌کند. شاعر اشاره می‌کند که چشمانش به سوی چهره آتشین محبوب دوخته شده است و گویی شجاعت سمندر (موجودی که به آتش مشهور است) از عشق به شعله‌های آن صورت نمی‌رسد. او همچنین به این نکته اشاره می‌کند که سرنوشت چهره خندان او با زیبایی‌های خیره‌کننده دیگران متفاوت است و اگر چنین نبود، قمری (پرنده‌ای زیبا) نمی‌توانست دلبرانه خود را با شکوه در میان گل‌ها نمایان کند. در کل، شعر حسرت و حس زیبایی محبوب را به تصویر می‌کشد.