شمارهٔ ۹۰ صائب
صائب / متفرقات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ذوقی از حرف محبت بی صفای سینه نیست
طوطیان را تخته مشقی به از آیینه نیست
هر طرف چشم افکنی داغی به خون غلطیده است
هیچ باغ دلگشایی به ز چاک سینه نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بیتها، شاعر از احساسات عمیق و دردناک سخن میگوید. او میگوید که عشق و محبت در دل او خالص و بیآلایش نیست و مانند طوطیها که در قفس میمانند، چیزی بهتر از آن چه در آینه است، وجود ندارد. شاعر همچنین به رنج و دردهایی که در اطرافش وجود دارد اشاره میکند و بیان میکند که هیچ شادی یا آرامشی در دلش نیست که بتواهد او را تسکین دهد. به طور کلی، این اشعار نشاندهنده ناامیدی و غم در دل شاعر است.