تکبیت شمارهٔ ۵۹۱ صائب
صائب / تکبیتهای برگزیده / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
دلم زگریهٔ مستانه هم صفا نگرفت
فغان که آب شد آیینه و جلا نگرفت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از غم و حسرتی صحبت میکند که حتی گریهاش هم نتوانسته چیزی از آن بکاهد. او احساس میکند که زیبایی و صفای زندگیاش از بین رفته و درونش تهی شده است. آب شدن آیینه به نوعی نماد این است که دیگر آن شکوه و زیبایی گذشته را ندارد.