نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴ صفای اصفهانی

صفای اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

ای طایر قدوسی بر تن متن و تن‌ها

داری پس ازین زندان بر عرش نشیمن‌ها

با زاغ سیه بودی یکچند درین مجلس

با روح قدس پری زین بعد به گلشن‌ها

از خوف توان رستن در مردن حیوانی

دارد پسر انسان بر چرخ چه ماءمنها

هرگز بنمیرد کس گر بار دوم زاید

تا بار دوم زادن داریم چه مردن‌ها

بر خار بیابان‌ها تا چند توان خفتن

مرغی که چرد ریحان بر سنبل و سوسن‌ها

آن راز که گر گوید منصور به دار افتد

گفتیم و پرستاران گفتند به برزن‌ها

از شرق بطون سر زد خورشید هو الظاهر

می‌تابدت ار باشد بر بام تو روزن‌ها

در معرکه وحدت پوشیده ز خون خفتان

بی‌تیر چو آرش‌ها بی‌گرز چو قارن‌ها

بر رخش خرد زن زین زین خوان زحل بگذر

کاین گرگ دغل درد خفتان تهمتن‌ها

ای بنده اگر خواهی آن طنطنه شاهی

زی گلشن اللهی بگریز ز گلخن‌ها

خاکستر ما سازد هر قلب که باشد زر

اکسیر مهماتیم ما سوخته خرمن‌ها

ای وادی حیرانی گم‌گشته بسی دارد

در خاطر ما باشد صد موسی و ایمن‌ها

ای اختر روزافزون دل را گهر گردون

بی‌لعل لبت از خون لعلست چه دامن‌ها

حال دل عاشق را می‌پرسی و می‌درد

مژگان تو خفتان‌ها ابروی تو جوشن‌ها

زین پرده برافکندن اندازی و افروزی

در شهر چه شورش‌ها بر چرخ چه شیون‌ها

ماه آوری از طوبی ای آدم کروبی

ای خارق عادت‌ها ای مبدع دیدن‌ها

آزار صفا کردن خون در دل ما کردن

با دوست جفا کردن بهر دل دشمن‌ها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تمثیل‌هایی از پرواز روح انسان اشاره می‌کند و از گذر از دنیای مادی به عالم معنوی سخن می‌گوید. او از زندان جسمانی شکایت می‌کند و به عروج روح در عرش الهی می‌اندیشد. در این مسیر، شاعر به مرگ و زندگی نیز اشاره کرده و می‌گوید که انسان هرگز نمی‌میرد، چراکه تولدی دوباره دارد. او همچنین در مورد جست‌وجوی حقیقت و چالش‌های معنوی صحبت می‌کند، و از ناامیدی‌های دنیوی و سختی‌ها برحذر می‌دارد. این شعر به طور کلی تمایلی به درک عمیق‌تر از هستی و ارتباط انسان با خداوند را نشان می‌دهد و تأکید بر عشق و روح‌افزایی دارد.