نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۳ صفایی جندقی

صفایی جندقی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

الا ماهم الا یارم الا جان

گلستانم گلستانم گلستان

جدایی تا گزیدم زان سر کوی

پشیمانم پشیمانم پشیمان

ز سودای سر آن زلف سرکش

پریشانم پریشانم پریشان

من و صبر از فراقت حاش لله

هراسانم هراسانم هراسان

ز محنت های هجران در وصالت

گریزانم گریزانم گریزان

چنان آسان چرا از دست دادی

گریبانم گریبانم گریبان

زکف مگذار اگر بازت رسد دست

به دامانم به دامانم به دامان

بیا زنهار از آن سان تندخویی

مرنجانم مرنجانم مرنجان

چه بردریا جدا زانرو چه در دشت

به زندانم به زندانم به زندان

چو نی هردم پریشان در جدایی

خروشانم خروشانم خروشان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی احساس جدایی و عشق عمیق و دردناک است. شاعر از دلتنگی و پریشانی‌اش به خاطر دوری معشوق می‌گوید و ابراز پشیمانی می‌کند. او به سختی‌هایی که در غیبت محبوبش تجربه می‌کند اشاره می‌کند و از عذاب جدایی شکایت می‌کند. شاعر همچنین از نگرانی و ترسش در مواجهه با رفتار خشن محبوبش می‌گوید و از او می‌خواهد که باعث رنجش بیشترش نشود. در نهایت، او خود را در دنیایی از تنهایی و رنج توصیف می‌کند که به شدت به معشوق وابسته است.