نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

۱۱- سگی به سوی سقر شد که پاک ساخت زمین را صفایی جندقی

صفایی جندقی / قطعات و ماده تاریخ‌ها / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)

سگی به سوی سقر شد که پاک ساخت زمین را

هم از عموم کثائف هم از شمول شئامت

به اسم عبدالله و به رسم بنده ی شیطان

مقیم ... بوبکر در مقام اقامت

منیر برج تجری امیر جیش تهور

عزیز مصر ملاهی ملیک ملک لآمت

اجل ببردن این...گوز کهنه مرائی

ز نو نمود به کیهان هزار گونه کرامت

خری که درهمه ایام هر دقیقه به ظلمی

برای خویش تراشد هزار میخ ندامت

ندانم از چه زبان می دهد جواب خدا را

چو حاضرش کند اندر حسابگاه قیامت

دمیدش از فلک آغاز روزگار تهاون

رسیدش از اجل انجام عهد عز و شهامت

قدر به دوزخش انداخت فرش محنت و خواری

امل فکند به مرگش بساط مجد و سلامت

صفائی از پی تاریخ این قضیه رقم زد

عجب گهی به جهنم کشید بار اقامت

۱۲۸۹ق

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف سرنوشت یک سگ می‌پردازد که به سوی جهنم می‌رود. این سگ به نوعی نماد کثافت و پلیدی است، و به خاطر اعمال ناپسندش به عذاب دچار می‌شود. شاعر به نکات مختلفی از جمله نام عبدالله، ظرفیتی از سرمدیت و زندگی عقیم در دنیای ظلم و ندامت اشاره می‌کند. او به روز قیامت و حسابرسی از اعمال انسان‌ها پرداخته و می‌گوید که عاقبت کسی که به فساد روی آورد، در جهنم خواهد بود. در نهایت شاعر به تاریخ و عواقب اعمال اشاره کرده و نتیجه می‌گیرد که زندگی هر فردی نتیجه رفتارهای اوست.