نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

۲۰- تاریخ وفات پیر جوان بخت مرحوم مبرور میرزا عبدالحسین طاب ثراه صفایی جندقی

صفایی جندقی / قطعات و ماده تاریخ‌ها / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

پیر پاکیزه رای پاک ضمیر

فخر اهل وفا به جنت رفت

عقل پیرش چو بود و بخت جوان

باخلوص و صفا به جنت رفت

چنگ در ذیل اولیا زد و زود

همچو اهل ولا به جنت رفت

روی بیگانه سان ز خود برتافت

با خدای آشنا به جنت رفت

دست در زد به حبل حق ستوار

به دو پای رضا به جنت رفت

مملو از حق تهی ز هر باطل

خالی از ماجرا به جنت رفت

به تبرا شد از جهنم دور

با ولای خدا به جنت رفت

هوس هشت کاخ مینو داشت

زین سپنجی سرا به جنت رفت

در سعادت بس این دلیل او را

که خود از کربلا به جنت رفت

رفت همراهش از جهان گویی

مهر و صدق و صفا به جنت رفت

تا نهان کرده روی پنداری

رحم و رفق و رضا به جنت رفت

کاشت در سینه حب و وفاق

پاکدل بی ریا به جنت رفت

با صفائی رضای وی روزی

گفت کی پیر ما به جنت رفت

راست با آنکه خود نگردانیم

بازگو کز کجا به جنت رفت

پی تاریخ در جوابش گفت

حاجی از نینوا به جنت رفت

۱۲۸۲ق

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی یک پیر پاک و باصفا است که با صداقت و ایمان به خداوند به بهشت می‌رود. او با عقل و بخت جوان، از دنیا جدا می‌شود و به دوستی و همراهی اولیا می‌رسد. با تکیه به محبت و صفا، او از دنیا و خرافات دور می‌شود و به مقامی والا دست می‌یابد. اشعار به نکات اخلاقی و معنوی پیر پاک اشاره کرده و تاکید دارد که او با عشق و رفاقت در دل به بهشت رفت. در نهایت، شاعر بر این نکته تاکید می‌کند که این سفر معنوی او از مکان‌هایی چون کربلا و نینوا آغاز شده است.